خوب، بد، زشت

فردا دوئل جنجال برانگیز بین این تازه وارد ، با مرد قدیمی که یکسال تمام در دهکدهء ما زندگی میکند آغاز میشود.

مثل فیلم های وسترن  یا فیلم های لوطی قدیمی خودمان که باید یکی از این دو نفر با مرگ خودش جایش را به این تازه وارد بدهد.

با این تفاوت که در این مرگ کسی برای از بین رفتن ،دیگری اندو هگین نیست  و بلعکس همه احساس خوشبختی وسرور دارند.

چون زندگی باید ادامه پیدا کند.

 اما این فیلم همیشه کسی که در آن باید از بین برود همان مرد قدیمیست که نقش اصلی فیلم را تا اینجا بازی کرده.

وما کلی از اون خاطره داریم.

خاطره های خوب ،بد، زشت

خاطره هایی که یا خودمان به وجود آورندهء آن هستیم، ویا سرنوشت.

و ما هم به رسم نیاکان خود برای این تازه وارد هفت سین را می گسترانیم وبا اون هم قسم می شویم...

که در این سال جدید، تمامی کینه های خودمان را فراموش کنیم، وبدون دروغ  و ریا با یکدیگر زندگی کنیم.

 وبرای تمامی انسانها بهترین آروزها را  ازایزد مناء خواهان باشیم.

 

پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٢٩ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ توسط نظرات ()
تگ ها:

نگاهت، پراز راز

کلامت، لبریز از راز

بگو...

باکه قسمت میکنی

این راز آفرینش، عشق را که آتشی ست

که می جوید ابراهیم راتا بیازماید

آیا هیچ هست توانش

بی آنکه دستی خدا گونه عصیانش را کند گلستان

نه نگاهی،نه کلامی، پبامبر گونه

نه. شایسته تر آنست که آتش عصیان عشق را

باید عریان رقصید، باشعله هایش

 

 

 

یکشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٢٥ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ توسط نظرات ()
تگ ها:

عطر کلامت را در سینه ام

و شراب عشقت را در رگهایم

آنگاه خنده های کود کانه ات را

در تبسم خسته ام

وخیال بوسه ات را

در خواب پریشانم

با قاب کهنهء خاطراتت

به دیوار گذر زمان خواهم آویخت

تاکس نگوید...

که عشق میمیرد به زیر تیغ گذر زمان

چهارشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٢۱ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

با کدامین نگاه

یاکدامین قلم

با کدامین دست

یا بر کدامین بوم

باید ترسیم کرد

طرح یک فریاد

یا پژواک رنج این قفس را

دوشنبه ۱۳۸٧/۱٢/۱٩ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

شب میرقصددرانبوه ستارگان

باد می خواند در خیال بی قرار شب

وکسی صدا می زند.....

عشق را در حنجرهء

محزون نی

و غزل هم می شود مست شراب

و می کشد بر بوم جام نگاه

کهربایی ماهتاب را

 

جمعه ۱۳۸٧/۱٢/۱٦ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ توسط نظرات ()
تگ ها:

روی در روی باد خواهم ایستاد

در گذرگاه تمامی فصول

آنجا که تمامی خدایان حضور دارند

و عشقت را الهه ایی خواهم کرد

در بتکده قلبم

وبه باد خواهم آموخت نامت را

برای غربت پاییز در فصل بهار

اما بدان...

که این نفس آخری بود که به دست باد امانت دادم

دوشنبه ۱۳۸٧/۱٢/۱٢ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ توسط نظرات ()
تگ ها:

  پرنده آبی

ای کاش پرنده خوشبختی از آسمان

قصهء مامی گذشت

وبه یاد میآورد

که.......

رویای با تو بودن تنها نغمه ای ست

که روح خسته ام می جوید او را

کدامین گناه خدای قصهء مرا بخشم آورد

کدامین ارابهء آسمانی سرنوشت مرا

چنین شتابان می برد به دیار

سرد....

مصلوب جدایی

من اما

آخرین آتشکدهء عشق را با

خون قلب خویش بیدار نگه می دارم

تا آمدن ققنوس

برای تولدی دوباره

درلحظهء آخر

چهارشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٧ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ توسط نظرات ()
تگ ها:
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
سه‌شنبه ۱۳۸٧/۱٢/٦ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ توسط پرشین بلاگ نظرات ()
تگ ها: