سرود کودکی

وقتی پیچک خانه هاشور می زد دیوارمان

 

آغازفصل سرودن بود، برای یک غزل ناب

 

چه زود گذشت بوی خوش یادها

 

می نوشتیم یادگاری به روی ماهتاب

 

عشق ها کنج طا قچه ، خانه ی پدری

 

خاطره ها اسیر قاب سراب

 

دیوارها می زنند آهنگ با سوت سکوت

 

ترانه ی کودکی مان را چه بی تاب

 

عمری را به سر بردیم نا باور

 

بی قراریم از هر سوال، اما بی جواب

 

پرستوها آمدند دوباره به لانه ی قدیمی

 

قطار سرنوشت ما، ریلی دارد به غروب آفتاب

 

 

 

/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهلا

سلام اهورا قشنگ بود و احساسات لطیفی توش موج می زد امیدوارم هر بار کار هاتون بهتر بشه.من نمی دونم از چند تا پست شما عقب موندم.ظمنا ببخشید خبر ندادم آخه من چند تا وب دارم و کار نوشتن هم زیاده و فرصت نمیشه به دوستان خبر بدم. شما همیشه بدون دعوت بیا .خوشحال میشم.خونه خودتونه در واقع من برای شما دوستان می نویسم. در مورد گل زرد چون طنز بود شد نفرت اگر جدی بود می شد گل محبت.تشکر که آمدی موفق باشی[گل]

شالیز

با آرزوی قطار سرنوشتی که به طلوع ریل داشته باشد .موفق باشید

فریده جلیلوند

شب تان بخیر و خوشی و صبح تان افتابی دلم تنگ تان بود گفتم سری بزنم و خسته نباشید تقدیم کنم . و اگر عمر بماند فردا قسمت روباه شازده شاملو تقدیم به شما و در انتظار نگاه تان . خاطره ها ی تان سرشار از نور بی بی زمستون

مولود

سلام مثل همیشه زیبا بود موفق باشی

مولود

سلام مثل همیشه زیبا بود موفق باشی

غزلسرا

سلام گرامی [گل] همیشه می خوانمت... و اکنون آپم و منتظر سیلی نقد شما [گل]

قطره های آبی

سلام دوست عزیز دفعه قبل فرصت نبود اطلاع بدم که پست جدیدی دارم و شما خودتان متوجه شدید. الان وقت شد که به شما اطلاع بدهم اگر مایل بودید از پست جدیدم دیدن کنید. موفق باشید[گل]

فریده جلیلوند

درود بر بزرگواران . شادم کردید و حضورتان تسکینم داد و نگرانی رخت بربست . شرمنده ام می فرمایید و نوازش کلماتتان ارامم میکند . ممنون برای مطالعه انچه دوست دارید . روباهکی اهلی برای دو یگانه بی بی زمستون

فریده جلیلوند

عزیزان روزتان بخیرو خوشی امیدوارم اشکال سیستم بزودی بر طرف شود . و من شما را در بلاگم به بینم و سروده جدیدتان را بگوش جان بخوانم . بی بی زمستون