یا س های خاطره

شا نه زدم یا س های خاطره  را

 

یادی از لبخندها

 

برگی از غم ها

 

زجری که شد قانون فا صله ها

 

عاقبت مرهمی شد

 

برای زخم ها

 

اما افسوس.....

 

که مرهم

 

 

خود یادآور زخم هاست

/ 4 نظر / 39 بازدید
قطره های آبی

سلام اهورای عزیز تشکر که خودت اومدی چون واقعا این بار نشد خبر بدم به تو و چند تا از دوستان که مایلند خودم برای پست جدید خبرشان کنم. صبح اولین کامنت مال تو بود که دیدم و از اون خبر بی نهایت متاسف شدم. خدا بیامرزدش .امیدوارم روحش در بالاترین نقطه از آسمان اوج گرفته باشد. براش دعا می کنم.ناراحت نباش چون اون در واقع تازه متولد شده برای دنیای ابدی و جاوید خدا وند. در واقع او رها شده و ما فعلا اسیر زمین هستیم و چون تا مدتی او را نمی بینیم اندوهگینیم. ضمنا شعرت خیلی قشنگ بود اما غم انگیز... موفق باشی و سلامت.[گل]

مولود

سلام بسیار عالی بود دوست عزیز موفق باشی

فریده جلیلوند

درود بر یاران روزتا ن بخیر و شادی شانه زدن یاس های خاطره و زجری که قانونی برا ی فاصله شد دست بر اسمانها دارید در پناه خداوند همیشه قلم تان جاری و متین و شیوا. بسیار عالی سروده اید . و بنازکی خواب حریر فاصله شعر شما تا احساس بی بی زمستون

لبخندایرانی

سلام به شما وبلاگ نويس توانا ودوست ناآشناي من اميدوارم حالتون خوب وزندگي بركامتان شيرين همچون عسل باشد وبلاگ خوبي داريد از ديدن آن لذت بردم اگه دوست داشتي يه سر به ما بزن واگرخوشت اومد مارو لينك كن خبر بده تا شما رو لينك كنيم ممنون و تشكر از اين همه سليقه اي كه در وبلاگت به كار بردي