راز عشق

نگاهت، پراز راز

کلامت، لبریز از راز

بگو...

باکه قسمت میکنی

این راز آفرینش، عشق را که آتشی ست

که می جوید ابراهیم راتا بیازماید

آیا هیچ هست توانش

بی آنکه دستی خدا گونه عصیانش را کند گلستان

نه نگاهی،نه کلامی، پبامبر گونه

نه. شایسته تر آنست که آتش عصیان عشق را

باید عریان رقصید، باشعله هایش

 

 

 

/ 2 نظر / 25 بازدید
سینا

سلام.این شعر زیبا از کیه؟[دست][تماس] منتظر جوابم. البته تو وبلاگ خودم...[چشمک]

سینا

تبادل لینک می کنید؟[تایید]